الشيخ أبو الفتوح الرازي
216
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
از خداى - رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه ( 1 ) . جمله قرّاء « رضوان » خوانند بكسر الرّاء ، مگر ابو بكر عن عاصم كه او به ضم « را » خواند در همه قرآن و آن لغت قيس عيلان است . و آن دو لغت است : كالعدوان و العدوان و الطَّغيان و الطَّغيان . در خبر است از عطاء بن يسار از ابو سعيد خدرىّ كه رسول - عليه السلام - گفت ، خداى تعالى اهل بهشت را گويد : اى اهل بهشت ! ايشان گويند : لبيك ربنا و سعديك و الخير في يديك فيقول هل رضيتم ، راضى شديد از من ؟ گويند : بار خدايا ! چگونه راضى نشويم و تو ما را آن دادى كه كس را ندادى . حق تعالى گويد : من شما را از اين بهتر و فاضلتر بدهم . ايشان گويند : خدايا ! به از اين چه باشد ؟ گويد : خشنودى من چنان كه با او خشم ( 2 ) نباشد هرگز . گفتهاند در بهشت چند چيز است به از بهشت : يكى رضاى خداست و يكى خلود بهشت است و يكى جوار محمّد و آل محمّد است . * ( الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا ) * ، محلّ او شايد كه جر باشد ردّا على قوله : * ( لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ) * . و شايد كه رفع باشد على خبر المبتدا ، اى هم الَّذين ، و اوليتر آن بود كه صفت « للَّذين » باشد . * ( يَقُولُونَ رَبَّنا ) * ، آنان كه گويند : بار خداى ما ! * ( إِنَّنا آمَنَّا ) * ، ايمان كه در دل دارند ( 3 ) بر زبان رانند تا هم مؤمن باشند ( 4 ) هم مسلمان ، كه اسلام به زبان باشد و به انقياد و استسلام . آنگه چشم دارند به آن كه چون قدم در دايره ايمان دارند و دست در رسن معرفت زده باشند و زبان به ثناى او و جوارح به خدمت او در كار دارند ( 5 ) ، آمرزش او توقّع كنند ، از سر آن دليرى گستاخ وار بگويند : * ( فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ) * ، گناهان ما بيامرز ، * ( وَقِنا عَذابَ النَّارِ ) * ، و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار . * ( الصَّابِرِينَ ) * ، محلّ او از اعراب دو وجه را محتمل است : يكى جر ، حملا على قوله : * ( لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ) * ، تا صفت متّقيان باشد كه ذكر ايشان برفت . و وجهى ديگر نصب ، على المدح ، كانّه تعالى ابهم ثمّ فسر ، فقال « الصّابرين » على تقدير اعنى الصّابرين .
--> ( 1 ) . سوره مائده ( 5 ) آيه 119 و هفت مورد ديگر . ( 2 ) . مج ، وز : ما آن چشم . ( 3 ) . آج و . ( 4 ) . مج ، وز : باشد . ( 5 ) . مج ، وز و .